ای که اعضای تو از زهر جفا می لرزد
با زمین خوردن تو ارض خدا می لرزد
 
بارها پا شدی و باز به خاک افتادی
با زمین خوردن تو عرش خدامی لرزد


به خدا ناله تو کی به مدینه برسد
خواهرت تا شنود آه تو را می لرزد
 
پسرت آمده و روی تو را می بوسد
لحن غمبار جواد ابن رضا می لرزد
 
 جگرت سوزد و رویت به کبودی بزند
پلک چشمان تو اینگونه چرا می لرزد
 
به روی خاک ولی سینه تو سنگین نیست
تا رسد روضه به صحن تو صدا می لرزد
 
بی حیا، چکمه به پا، تیغ به دست آمده است
چه شنیده است به گودال چرا می لرزد
 
این جگر گوشه زهراست که بی یار شده
وسط این همه سرنیزه گرفتار شده

 



تاریخ : شنبه 27 آبان 1396 | 10:15 ق.ظ | نویسنده : علی اکبر برجعلی | نظرات