پائین تر از آنیم زبالا بنویسیم

یا اینکه بخواهیم شما را بنویسیم

ما کوزه ی اندیشه مان کمتر از آن است
تا اینکه بخواهیم ز دریا بنویسیم

آنقدر به ما وقت ملاقات ندادند
تا گوشه ی چشمی ز تماشا بنویسیم

ما را لُلُلُک لُکنت محض آففریدند
تا مدح تو با لهجه ی موسی بنویسیم

هر جا که حسین ابن علی حک شده باید
زیرش مددی زینب کبری بنویسیم

از وسعت نوری بنویسیم که تابید
ای نقطه ی تاریک حوالی تو خورشید

بسیار شنیدیم ولی کم ز تو گفتند
ناگفته زیاد است اگر هم ز تو گفتند

نُه ماه تو در کالبد فاطمه بودی
گاه متولد شدنت عالمه بودی

از چهره ات اینگونه گرفتند نتیجه
هم مادر و هم دختر زهراست خدیجه

بر روی زمین از تو بگوییم چگونه
ای شیوه ی تفسیر تو در عرش نمونه

لب باز کنی هرچه نفس بند میآید
از حنجرت آیات خداوند میآید

پیوند صمیمانه ی دریا زده بر باد
آرامش آمیخته با لهجه فریاد

قول تو فصیح است بدانگونه که زهرا
این غرش شیر است همانگونه که مولا

دستی به در قلعه ی خیبر زد و از جا
لا حول ولا قوه ای وای مبادا
...



تاریخ : دوشنبه 2 بهمن 1396 | 10:26 ق.ظ | نویسنده : علی اکبر برجعلی | نظرات