تقدیم غمت خونجگر لالۀ ما بود
بی مهر رخت سایۀ غم هالۀ ما بود


هجران تو در دل شرر نالۀ ما بود
هر لحظه فراغت غم صد سالۀ ما بود

ای ماه که دادی همه را مهر خدایی
چون شد که دمیدی به شبستان جدایی

ای ماه جماران که زهجرت چو هلالیم
یکبار بر افروز و ببین ما به چه حالیم

سر تا به قدم محنت و اندوه و ملالیم
باید که بسوزیم و بگرییم و بنالیم

هر صبح فراق تو به ما شام بلا بود
ایام غمت بر همه ایام بلا بود

ای همدم یاران خدا جوی جماران
ای کعبۀ دل بیت تو در کوی جماران

ای گرد عزایت به سر و روی جماران
با یاد تو چشم همگان سوی جماران

باز آ که خزان بی تو بهاران دل ماست
بیت الحزن از غصه جماران دل ماست

 



تاریخ : یکشنبه 13 خرداد 1397 | 10:34 ق.ظ | نویسنده : علی اکبر برجعلی | نظرات